مدل لباس
ساحل نشین تو
عنوان وبلاگ
توضیحات وبلاگ
نیا باران زمین جای قشنگی نیست ...من از اهل زمینم خوب می دانم که گل در عقد زنبور است ولی سودای بلبل داردو پروانه را هم دوست دارد...

خنده را معنای سرمستی مدان انکه می خندد غمش بی انتهاست...

هرزه علف ها گندم نمایی میکنند.....

دلتنگی حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره تمنای بودنش را میکند

عشق یعنی پاک ماندن در فساد...اب ماندن در دمای انجماد...در حقیقت عشق یعنی سادگی در کمال برتری افتادگی....پیامک از محمد حسین

 



موضوع مطلب : ادبی

پنجشنبه هفتم بهمن 1389 :: 14:35
تــنــــــهـــایی مـــن از اونـــجـــایــی شـــــــروع شــــــــد کـــــــه
مـــــیـــــــــان ایــــــن هــمـــــــــــه ” بــــــــــــــود ”
مـــنـتـــــظـــــر یـکــــــی بـــــــــودمــــــ کـــه “ نــــــبـــــــود 

 



موضوع مطلب :

پنجشنبه یکم آبان 1393 :: 2:22
توی آسانسور واساده بودم یه دختری هم سوار شد
اول ساکت بود بعد گفت:چطوری؟
گفتم: الحمدلله ....
.
.
.
.
.
یه نگاهی به من کردو هندزفری شو جابجا کرد!
معلوم شد داره با تلفن حرف می زنه!
هیچی دیگه منم تسبیحم رو از تو جیبم در آوردم ادامه دادم:
الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله ....



موضوع مطلب :

پنجشنبه یکم آبان 1393 :: 2:15
بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد . همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد . زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه ؛ همسايه شون ، رابرت ، پشت در ايستاده بود . تا رابرت ، زن پيتر رو ديد گفت : همين الان 1000دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازي زمين ! بعد از چند لحظه تفکر زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چندین ثانيه تماشا مي کنه و لذت میبره . خلاصه دیگه 1000 دلارو به زن پيتر ميده و ميره !! زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و به حمام برگشت . پيتر پرسيد : کي بود زنگ زد ؟ زن جواب داد : رابرت همسايه مون بود . پيتر گفت : خوبه !! چيزي در مورد 1000 دلاري که به من بدهکار بود نگفت ؟

 

 



موضوع مطلب :

پنجشنبه یکم آبان 1393 :: 2:0

مردی به همسرش این گونه نوشت:

عزیزم این ماه حقوقم را نمی توانم برایت بفرستم به جایش 100 بوسه برایت فرستادم.

عاشقتم اميدوارم حالت خوب باشه

همسرش بعد از چند روز اینجوری جواب داد :

عزیزم از اینکه 100 بوس برام فرستادی نهایت تشکر را می کنم . ریز هزینه ها :

1) با شیر فروش به 2 بوس به توافق رسیدیم.

2) معلم مدرسه بچه ها با 7 بوس به توافق رسیدیم !

3) صاحب خانه هر روز می اید و 2-3 بوس از من می گیرد .

5) با سوپر مارکتی فقط با بوس به توافق نرسیدیم بنابرین من آیتم های دیگری هم به او دادم.

5) سایر موارد 40 بوس .

نگران من نباش!! هنوز 35 بوس دیگر برایم باقی مانده که امیدوارم بتونم تا اخر این ماه با اون سر کنم .



موضوع مطلب :

پنجشنبه یکم آبان 1393 :: 1:52

مهتر رمز بزرگي در بشر داني كه چيست
مردم محتاج را بر خود مقدم داشتن
مهلت ما اندک است وعمر ما بسیار نیست
در چنین فرصت مرا با زندگی پیکار نیست
سهم ما چون دامنی گل نیست در گلزار عمر
یار بسیار است اما مهلت دیدار نیست
آب و رنگ زندگی زیباست در قصر خیال
جلوه این نقش جز بر پرده ی پندار نیست
با نسیم عشق باغ زندگی را تازه دار
ورنه کار روزگار کهنه جز تکرار نیست  مهدی سهیلی

 



موضوع مطلب :

چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 :: 18:55
خداجو با خداگو فرق دارد

حقیقت با هیاهو فرق دارد

خداگو حاجی مردم فریب است

خداجو مومن حسرت نصیب است

خداجو را هوای سیم و زر نیست

بجز فکر خدا،فکر دگر نیست    مهدی سهیلی



موضوع مطلب :

چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 :: 18:52
لمس تن تو

 

شهوت است و گناه

حتی اگر خدا عقدمان را ببندد...

داغی لبت جهنم من است

حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند...

هم آغوشی باتو,هم خوابگی چرک آلودی ست

حتی اگر خانه خدا خوابگاهمان باشد...

فرزندمان,حرام نطفه ترین کودک زمین است

حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس...

خاتون من!

حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم,

یک بوسه

یک نگاه حتی,حرامم باد!

اگر تو عاشق من نباشی...



موضوع مطلب :

پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 :: 0:10
 مردي از حلوافروشي درخواست کرد تا يک کيلو حلوا به او نسيه بدهد، حلوافروش گفت: بچش که حلواي عالي است.

مرد گفت: من روزه هستم و قضاي روزه سال پيش را دارم.

حلوا فروش گفت: به خدا پناه مي برم از اين که با تو معامله کنم. تو قرض خدا را يک سال عقب مي اندازي با من چه مي کني؟



موضوع مطلب : دل نوشته ها

سه شنبه سوم تیر 1393 :: 22:36
همه روزه روزه داری، همه شب نماز کردن            همه ساله حج نموده،سفرحجاز کردن

شب جمعه ها نخفــتن،به خدای راز گفتن             ز وجود بی نیازش، طـــلب نیاز کــردن

به مساجد معابد، همه اعتــــکاف جستن             زمناهی و ملاهی ،همه احتزار کردن

ز مدینه تا کعبه ،سر و پا برهــــنه رفتــــن             دو لب از برای لبیک، به وظیفه باز کردن

به خدای که هیچ یک را،ثمره انقدر نباشد             که به روی نا امیدی، در بسته باز کردن



موضوع مطلب :

چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 :: 16:4
لینک صفحه دلخواه